
فلك داني چه ظلمي از تو برزهراي اطهر شد چه بيدادي زتو بر فاطمه بعد از پيمبر شدمگر آن گفته هاي شاه خاتم رفته از گوشت كه بعد ازرحلت او فاطمه از غم مكدر شد بگفت احمد مكرر فاطمه بضعه مني چرانسبت به او پس ظلمها زامت مكررشدهمان زهرا كه احمد زاحترامش گفت با امت دريده نامه ي ارثش زخصم شوم كافر شدنخشكيده هنوز از آب غسل شاه خاتم كفن كه نار ظلم در باب سرايش شعله آور شددل بشكسته اش اورا نبود بس در غم بابش كه پهلويش شكسته آن چنان از ضربت در شدنبود بس سينه اش را ناله هاي جانگداز غم كه آزرده زميخ در زاعداي ستم...
ادامه مطلب
-البش که عيان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ي عصمت رخ جانان آمدسر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ي دين روشن از نور رخش عالم امکان آمددختر ختم رسل هادي کل ،شاه سبل از پس پرده عيان چون مه کنعان آمددسته دسته ملک از عالم بالا بزمين بهر ديدار رخش خرم وخندان آمدعزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوي زهرا زجنان حوري وغلمان آمدساره وآسيه ومريم وکلثوم زبهشت از پي خدمت آن زهره ي تابان آمدآنچنان نور رخ دخت نبي جلوه نمود که قصور همه ي مکه نمايان آمدنه همين مکه منور شده از طلعت او زسما ـابسمک يکسره رخشان آمدشده از مکه هما...
ادامه مطلب
فلك داني چه ظلمي از تو برزهراي اطهر شد چه بيدادي زتو بر فاطمه بعد از پيمبر شدمگر آن گفته هاي شاه خاتم رفته از گوشت كه بعد ازرحلت او فاطمه از غم مكدر شدبگفت احمد مكرر فاطمه بضعه مني چرانسبت به او پس ظلمها زامت مكررشدهمان زهرا كه احمد زاحترامش گفت با امت دريده نامه ي ارثش زخصم شوم كافر شدنخشكيده هنوز از آب غسل شاه خاتم كفن كه نار ظلم در باب سرايش شعله آور شددل بشكسته اش اورا نبود بس در غم بابش كه پهلويش شكسته آن چنان از ضربت در شدنبود بس سينه اش را ناله هاي جانگداز غم كه آزرده زميخ در زاعداي ستم...
ادامه مطلب
-البش که عيان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ي عصمت رخ جانان آمد سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ي دين روشن از نور رخش عالم امکان آمددختر ختم رسل هادي کل ،شاه سبل از پس پرده عيان چون مه کنعان آمددسته دسته ملک از عالم بالا بزمين بهر ديدار رخش خرم وخندان آمدعزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوي زهرا زجنان حوري وغلمان آمدساره وآسيه ومريم وکلثوم زبهشت از پي خدمت آن زهره ي تابان آمدآنچنان نور رخ دخت نبي جلوه نمود که قصور همه ي مکه نمايان آمدنه همين مکه منور شده از طلعت او زسما ...
ادامه مطلب
فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شدمگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شدبگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشدهمان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شدنخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن که نار ظلم در باب سرایش شعله آور شددل بشکسته اش اورا نبود بس در غم بابش که پهلویش شکسته آن چنان از ضربت در شدنبود بس سینه اش را ناله های جانگداز غم که آزرده زمیخ در زاعدای ستمگر شدنبود بس تیرگی روز در چشمش زهجر باب که نیلی آنچنان از سیلی آن رخسا...
ادامه مطلب
فلك داني چه ظلمي از تو برزهراي اطهر شد چه بيدادي زتو بر فاطمه بعد از پيمبر شدمگر آن گفته هاي شاه خاتم رفته از گوشت كه بعد ازرحلت او فاطمه از غم مكدر شدبگفت احمد مكرر فاطمه بضعه مني چرانسبت به او پس ظلمها زامت مكررشدهمان زهرا كه احمد زاحترامش گفت با امت دريده نامه ي ارثش زخصم شوم كافر شدنخشكيده هنوز از آب غسل شاه خاتم كفن كه نار ظلم در باب سرايش شعله آور شددل بشكسته اش اورا نبود بس در غم بابش كه پهلويش شكسته آن چنان از ضربت در شدنبود بس سينه اش را ناله هاي جانگداز غم كه آزرده زميخ در زاعداي ستمگر شدنبود بس تيرگي روز در چشمش زهجر باب كه نيلي آنچنان از سيلي آن رخسا...
ادامه مطلب
فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شدمگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شدبگفت احمد مکرر فاطمه بض...
ادامه مطلب
---البشارت که عيان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ي عصمت رخ جانان آمدسر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ي دين روشن از نور رخش عالم امکان آمددختر ختم رسل هادي کل ،شاه سبل از پسرده عيان چون مه کنعان آ...
ادامه مطلب
فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شد مگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شد بگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشد همان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شد نخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن که نار ظلم در باب سرایش شعله آور شد دل بشکسته اش اورا نبود بس در غم بابش که پهلویش شکسته آن چنان از ضربت در شد نبود بس سینه اش را...
ادامه مطلب