خرید بک لینک
فلك داني چه ظلمي از تو برزهراي اطهر شد چه بيدادي زتو بر فاطمه بعد از پيمبر شدمگر آن گفته هاي شاه خاتم رفته از گوشت كه بعد ازرحلت او فاطمه از غم مكدر شد بگفت احمد مكرر فاطمه بضعه مني چرانسبت به او پس ظلمها زامت مكررشدهمان زهرا كه احمد زاحترامش گفت با امت دريده نامه ي ارثش زخصم شوم كافر شدنخشكيده هنوز از آب غسل شاه خاتم كفن كه نار ظلم در باب سرايش شعله آور شددل بشكسته اش اورا نبود بس در غم بابش كه پهلويش شكسته آن چنان از ضربت در شدنبود بس سينه اش را ناله هاي جانگداز غم كه آزرده زميخ در زاعداي ستمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:00

مشکل دین را حسینزینب آسان کرد ورفت کربلا را خوابگاه نوجوانان کرد ورفت در ره معشوق هفتادودو قربانی نمود پا بپای زینبش اجرای فرمان کرد ورفت گرمحاسن را حسین با خون سر رنگین نمود زینب از خون سرش گیسو پریشان کرد ورفت زینب امر شاه دین را یک بیک اجرا نمود تا حسین ویرانه ای را باغ رضوان کرد ورفت بعدشاهنشاه زینب شاهکاریها نمود سرزمین کربلا را کوی جانان کرد ورفت وقت رفتن آن چنان بی طاقت وبی تاب شد عرش حق را گوییا چون بید لرزان کرد ورفت رهنمای شصت وشش زن گشت زینب در سفر راه پیمایی نمود وخطبه عنوان کرد ورفتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:00

با سعادت رسول الله (ص)-محمد مصطقی مژده كه ميلاد شه خاتم است عيد سعيد نبي اكرم است مزده كه مسروري عالم رسيد خرمي عالم وآدم رسيد هادي كل ُ سيد خاتم رسيد منجي عالم شه اكرم رسيد خرم از او خاطره ي عالم است عيد سعيد نبي اكرم است---- مزده كه بي پرده رخ يار شد جلوه ي محبوب پديدارشد كعبه از او مطلع انوار شد دشت ودمن تحت الانهار شد عالم ايجاد از او خرم است عيد سعيد نبي اكرم است---- مزده كه شد نور خدا آشكار يافت تولد شه ملك وقار احمد محمود شه تاجدار آنكه به ايجاد بود شهريار اهل ولا خرمي عالم است عيد سعيدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:00

-البش که عيان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ي عصمت رخ جانان آمدسر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ي دين روشن از نور رخش عالم امکان آمددختر ختم رسل هادي کل ،شاه سبل از پس پرده عيان چون مه کنعان آمددسته دسته ملک از عالم بالا بزمين بهر ديدار رخش خرم وخندان آمدعزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوي زهرا زجنان حوري وغلمان آمدساره وآسيه ومريم وکلثوم زبهشت از پي خدمت آن زهره ي تابان آمدآنچنان نور رخ دخت نبي جلوه نمود که قصور همه ي مکه نمايان آمدنه همين مکه منور شده از طلعت او زسما ـابسمک يکسره رخشان آمدشده از مکه هماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:00

امام حسین وحضرت زینب (ع)مشکل دین را حسینزینب آسان کرد ورفت کربلا را خوابگاه نوجوانان کرد ورفت در ره معشوق هفتادودو قربانی نمود پا بپای زینبش اجرای فرمان کرد ورفت گرمحاسن را حسین با خون سر رنگین نمود زینب از خون سرش گیسو پریشان کرد ورفت زینب امر شاه دین را یک بیک اجرا نمود تا حسین ویرانه ای را باغ رضوان کرد ورفت بعدشاهنشاه زینب شاهکاریها نمود سرزمین کربلا را کوی جانان کرد ورفت وقت رفتن آن چنان بی طاقت وبی تاب شد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 6:31

فلك داني چه ظلمي از تو برزهراي اطهر شد چه بيدادي زتو بر فاطمه بعد از پيمبر شدمگر آن گفته هاي شاه خاتم رفته از گوشت كه بعد ازرحلت او فاطمه از غم مكدر شدبگفت احمد مكرر فاطمه بضعه مني چرانسبت به او پس ظلمها زامت مكررشدهمان زهرا كه احمد زاحترامش گفت با امت دريده نامه ي ارثش زخصم شوم كافر شدنخشكيده هنوز از آب غسل شاه خاتم كفن كه نار ظلم در باب سرايش شعله آور شددل بشكسته اش اورا نبود بس در غم بابش كه پهلويش شكسته آن چنان از ضربت در شدنبود بس سينه اش را ناله هاي جانگداز غم كه آزرده زميخ در زاعداي ستمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 6:31

امام حسین'>حسین وحضرت زینب'>زینب (ع)مشکل دین را حسینزینب آسان کرد ورفت کربلا را خوابگاه نوجوانان کرد ورفت در ره معشوق هفتادودو قربانی نمود پا بپای زینبش اجرای فرمان کرد ورفت گرمحاسن را حسین با خون سر رنگین نمود زینب از خون سرش گیسو پریشان کرد ورفت زینب امر شاه دین را یک بیک اجرا نمود تا حسین ویرانه ای را باغ رضوان کرد ورفت بعدشاهنشاه زینب شاهکاریها نمود سرزمین کربلا را کوی جانان کرد ورفت وقت رفتن آن چنان بی طاقت وبی تاب شد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 6:31

با سعادت رسول الله (ص)-محمد مصطقی مژده كه ميلاد شه خاتم است عيد سعيد نبي اكرم است مزده كه مسروري عالم رسيد خرمي عالم وآدم رسيد هادي كل ُ سيد خاتم رسيد منجي عالم شه اكرم رسيد خرم از او خاطره ي عالم است عيد سعيد نبي اكرم است---- مزده كه بي پرده رخ يار شد جلوه ي محبوب پديدارشد كعبه از او مطلع انوار شد دشت ودمن تحت الانهار شد عالم ايجاد از او خرم است عيد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 6:31

-البش که عيان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ي عصمت رخ جانان آمد سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ي دين روشن از نور رخش عالم امکان آمددختر ختم رسل هادي کل ،شاه سبل از پس پرده عيان چون مه کنعان آمددسته دسته ملک از عالم بالا بزمين بهر ديدار رخش خرم وخندان آمدعزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوي زهرا زجنان حوري وغلمان آمدساره وآسيه ومريم وکلثوم زبهشت از پي خدمت آن زهره ي تابان آمدآنچنان نور رخ دخت نبي جلوه نمود که قصور همه ي مکه نمايان آمدنه همين مکه منور شده از طلعت او زسما ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: پنجشنبه 13 آذر 1404 ساعت: 6:31

شبی که محمد (ص) در غار حرا به رسالت رسید بر وی چه گذشت ؟---غروبی سخت دلگیراست ومن ، بنشسته ام اینجا، کنار غار پرت وساکتی ، تنها که می گویند : روزی ، روزگاری ، مهبط وحی خدا بوده است ، ونام آن ((حراء))بوده است واینجا، سرزمین کعبه وبطحاست... وروز، از روزهای حج پاک ما مسلمانهاست. برون از غار زپیش روی وزیرپای من ، تاهرکجا ، سنگ وبیابانست. هوا گرم است وتبداراست اما می گرایدسوی سردی، سوی خاموشی. وخورشیداز پس یک روز تب ،در بستر غرب افق ،آهسته می میرد.. ودر اطراف من از هیچ سویی ، رد پایی نیست ودور من ، صدایی نیستفضا خالی است وذهن خسته وتنهای من ، چون مرغ نوبالی ،-که هردم شوق پروازیبه دل دارد- کنارغار ،از هرسنگ، هر صخره پرد بر صخره ایدیگر..ومی جوید به کاوشهای پی گیگیری، نشانیهای مردی را - نشانیها،که شاید مانده بر جا ،دیر دیر: از سالیانی پیش_ ومن همراه مرغ ذهن خود،در غار می گردم.وپیدا می کنم گویی نشانیها که می جویم: همانست، اوست! کنار غار ، اینجا ،جای پای اوست،می بینم ومی بویم توگویی بوی اورا نیز همانست ، اوست:یتیم مکه ،چوپانک،جوانک،نوجوانی از بنی هاشم وبازرگان راه مکه وشامات(امین)، آن راستین، آن پاکدل ، آن مرد، وشوی برترین بانو:(خدیجه)نیز ، آنکس کوسخن جز حق نمی گوید وغیر از حق نمیجوید وبتها را ستایشگر نمی باشد واینک : این همان مردابرمرد است (محمد) -ص- اوست این شعر ادامه دارد که ادامه ی آن درفرصتها ی بعدی به نظر کاربران خواهد رسید---پیام درد انسانهای قرنم را زمن بشنو پیام تلخ دختربچگان ،خفته اندر گورپیام رنج انسانهای زیربار،وزآزادگی مهجور پیام آنکه افتادهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: شنبه 18 فروردين 1403 ساعت: 19:06

روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد-شهرستان بیرجندمعرفی روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد ( کوچ نوفرست )کوچ نهارجان سابق وکوچ باقران امروز روستایی است که در 30 کیلومتری جنوب شرقی شهر بیرجند واقع شده واز دو طریق خراشاد ونیز روستای نوفرست به شهر بیرجند راه دارد که راه مسیر خراشاد 15 سالی است که استفالت گردیده است.آب قنات روستای کوچ بسیار سرد وشیرین وگواراست بطوری که در تابستان نمی توان دست را بیش از یک دقیقه در زیر اب دهانه قنات نگه داشت .آب وهوایش بسیار لطیف است وجزو مناطقی است که همه ساله هزاران نفر به این روستا می آیند تا چند ساعتی از هوای لطیف آن لذت ببرند لاخ مزارش که به گفته اهالی قدم گاه بی بی زینب خاتون بوده ودارای سنگ نگاره هایی است که از 30 سال قبل مورد توجه میراث فرهنگی قرار گرفته وروی آن مطالعاتی انجام گرفته که می گویند دارای اهمیت تاریخی است وحتی عکسی آز آن را بر اساس برداشت تاریخ نویسان به اردشیر بابکان دوره هخامنشی نسبت می دهند.قلعه آن نیز معروف است وآز اهمیت تاریخی بر خوردار است .در حال حاضر سنگ نگاره های لاخ مزاربا نرده از طرف میراث فرهنگی حفاظت می شود ومورد توجه گردشگران قرار گرفته است .فهرست مندرجات۱ - شغل مردم روستا-محصولاتشغل مردم روستا-محصولات[ویرایش]شغل اصلي مردم روستای کوچ از ایام قدیم کشاورزی ودامداری وقالیبافی وسبد بافی ونجاری وبعضی صنایع دستی وبافندگی چون جاجیم بافی-کرباس بافی -قالیچه بافی وسبد بافی وامثالهم بوده است.در کار کشاورزی بیشتر محصولاتی چون : گندم وجو وسیب زمینی -عدس -نخود -سیر وپیاز وشنبلیله -شوید -لوبیا قرمز واز این قبیل بوده است ومحصولات مهم سردرختی این روستا عبارت بوده است از : انگور سیاه و انگور حسینی - سیب درختی وبه وگردو وتوت وکمی هم شاه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 21:17

فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شدمگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شدبگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشدهمان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شدنخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن که نار ظلم در باب سرایش شعله آور شددل بشکسته اش اورا نبود بس در غم بابش که پهلویش شکسته آن چنان از ضربت در شدنبود بس سینه اش را ناله های جانگداز غم که آزرده زمیخ در زاعدای ستمگر شدنبود بس تیرگی روز در چشمش زهجر باب که نیلی آنچنان از سیلی آن رخسار انور شدزضرب تازیانه دشمن دین بازویش راخست مصیبت دیده ای را تسلیت آنسان مقرر شدچرا حبل جفا بر گردن حبل المتین بستند چرزا مغلوب دست روبه دون ،شیر داور شدقضا بر بست دست شیر حق را ورنه در آندم کجاروبه ، رها از دست ضرغام غضنفر شدز لطف مرتضی و آل پاک اوست کاندر طوس بدوران مرثیه خوانی ، مدامی شغل (آذر) شد .اثر طبع آذر خراسانی -به نقل از جلد اول دیوان آذر -صص-55-56 -چا پ سوم -1348 شمسی انتشارات طوس-- » درشهادت زهرای مرضیه _ دخت رسول الله (ص) 6:19 عصر - 97/11/1 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1402 ساعت: 12:16

مژده كه ميلاد شه خاتم است عيد سعيد نبي اكرم است مزده كه مسروري عالم رسيد خرمي عالم وآدم رسيد هادي كل ُ سيد خاتم رسيد منجي عالم شه اكرم رسيد خرم از او خاطره ي عالم است عيد سعيد نبي اكرم است---- مزده كه بي پرده رخ يار شد جلوه ي محبوب پديدارشد كعبه از او مطلع انوار شد دشت ودمن تحت الانهار شد عالم ايجاد از او خرم است عيد سعيد نبي اكرم است---- مزده كه شد نور خدا آشكار يافت تولد شه ملك وقار احمد محمود شه تاجدار آنكه به ايجاد بود شهريار اهل ولا خرمي عالم است عيد سعيد نبي اكرم است ---مژده كه پير فلك آمد جوان گشت منور همه كون ومكان از رخ دلجوي شه انس وجان فخر بشر خاتم پيغمبران آنكه از او فخر بني آدم است عيد سعيد نبي اكرم است جاد اول ديوان آذر خراساني (حاج سيد غلامرضا آذر حقيقي-چاپ افست اسلاميه -مشهد-چاپ چهارم -1348 شمسي ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ده مژده كه ختم انبيا ظاهر شد انوار تجلي خدا ظاهر شد فرمان محمدا رسول الهي بهرش زكريم ذوالعطا ظاهر شد --ص28 -ارمغان كربلا -نادعلي كربلايي-انتشارات خزر-تهران----------- -----------------------------(خورشيدسعادت)------- --------------------- البشارت كه بما صبح سعادت آمد مفخر كون ومكان باعث خلقت آمد روشن از نور جمالش همه ي عالم شد عقل كل ختم رسل مظهر رجمت آمد نبي مكي امي زپس پرده ي غيب از پي راهنمايي وهدايت آمد كلبه ي بنت وهب طعنه بعالم زد وگفت كه به آ غوش من آن شمس سعادت آمد طاق كسري عجم طاقت ديدار نداشت جاري از رود سماوي ،يد عصمت آمد لات واصنام بخاك از سر خجلت افتاد سرنگون تخت شهان زان يد قدرت آمد دسته دسته ملكاز عالم بالا به زمين شادمان ف تلبيه گو بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 20:25

عزای'>عزای رسول'>رسول الله'>الله (ص) -امام مجتبی (ع) وامام رضا (ع)عزای رسول الله (ص)یارسول الله داغت بر عزیزان زود بود یا نبی الله دوری از تو این سان زود بودیاامین الله یا خیرالورا ، بدرالدجا سوز هجران تو بر زهرای نالان زود بودبا غروب نور رویت شام ماتم شد پدید آخر ای صبح امید این شام هجران زود بودای امید دردمندان حامی مستضعفان در کف اهریمنان نقش سلیمان زود بودبی تو اندر سینه ی حیدر نفس تنگ است تنگ سد راه آه بر این قلب سوزان زود بودای عزیز جان آل الله ویار بی کسان مرگ جانسوز توبر این جمع سوزان زود بودروح والای تو از این تنگنای زندگی چونفرشته پر زنان بر سوی رضوان زود بودرهبرابا رفتنت اسلام وامت شد پدید این چنین تنها وتنها دین وقر آن زود بودروز مظلومی زهرا وعلی ودوستان گاه محزونی طفلان پرشان زود بوداشک زینب همچوشبنم می چکد بر روی گل عندلیبا ترک این زیبا گلستان زود بودبی قرارانت حسین ومجتبی پروانه سان سوختن در پایت ای شمع فروزان زود بودیاحبیب الله یا احمد نبی الهاشمی (کربلایی) در عزایت اشک ریزان زود بود---به نقل از شکوفه های غم -جلد اول ص 22 -نادعلی کربلایی -انتشارات خزر -تهران -------------سه عزا وغم --------------------زهرای اطهر دختر ختم رسولان دارد عزا امشب سه جا بهر عزیزانفاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسانای شیعیان اسلام وقر آن بی معین شد قتل امام وقتل ختم المرسلین شدفاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسانارض وسما در لرزه شد از جور عدوان جسم امام دومین شد تیر بارانفاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسانشد رحلت پیغمبر ووقت عزا شد پاره جگر از زهر امام مجتبی شدفاطمه کرده گیسو پریشان گه مدینه رود گه خراسانحجت هشمتمین درراه دین وقر آن کشته شد از جفا وظلم وجورعدوان فاطمه کردهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: جمعه 24 شهريور 1402 ساعت: 19:09

یر -شاهکارهای ادب فارسیخورشید رفته است ولی ساحل افق می سوزد از شراره ی نارنجیش هنوز وز شعله های سرخ شفق ، نقش یک نبرد تابیده روی آینه ی آسمان هنوز گردخورشید رفته است ولی ساحل افق می سوزد از شراره ی نارنجیش هنوزوز شعله های سرخ شفق ، نقش یک نبرد تابیده روی آینه ی آسمان هنوزگرد غروب ریخته در پهن دشت رزم پایان گرفته جنبش خونین کار زارآنجا که برق نیزه وفریاد حمله بود پیچیده بانگ شیهه ی اسبان بی سوارپایان گرفته رزم وبه هر گوشه وکنار غلطیده روی بستر خون پیکری شهیدخاموش مانده صحنه وگویی زکشتگان خیزد هنوز نغمه ی پیروزی وامیداین دشت غم گرفته که بنشسته سوگوار امروز بوده پهنه ی آن جاودانه رزماینک دوسوی صحنه ، دو هنگامه دیدنیست یکسولهیب آتش ویکسو غریو بزماین دشت خون گرفته که آرام خفته است امروز بوده شاهد رزم دلاوراناین دشت دیده است یکی صحنه ی شگفت این دشت دیده است یکی رزم بی اماناین دشت دیده است که مردان راه حق چون کوه دربرابر دشمن ستاده انداین دشت دیده است که پروردگان دین جان برسر شرافت ومردی نهاده انداین دشت دیده است که هفتاد تن غیور بگذشته اند از سر وسامان زندگیبگذشته اند از سروسامان که بگسلند از پای خلق رشته ی زنجیر بندگیامروز زیر شعله ی خورشید نیمروز بر پاشده است رایت بشکوه انقلاببالیده است قامت آزادگی وعشق تابرفراز معبد زرین آفتابازپرتو جهنده ی شمشیرهای تیز خورشیدها دمیده به هنگام کار زاربانگ حماسه های دلیران راه خق رفته ست تاکرانه ی آفاق روزگارخورشید رفته است وبپایان رسیده رزم اما نبرد باطل وحق مانده ناتماموین صحنه ی شگفت بگوش جهانیان تاروز رستخیز صلا میدهد ((قیام))*-به نقل ازگلستان حسین -صص 130-131 -انتشارات آشنا - چاپخانه نسرین -رمضان 1389 هجری قمری-گرداورنده رضا رضا نور گیلانی رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری میرزاده تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 12:27

صفحه بندی